آداب داني و سنن تركيه كتاب: منظره ها از روزگار كودكي من

از Nuray Aykin يك ماده ترك كه با نگرش پهلو جلو فكر براي پايه نژاد او بركت است.
مفهوم او نقشه ريزي شده نيست منتها يك بخشندگي يا مداخله الهي، تشويق مالك و مايه و اب او را به بازگرداني از عمل جراحي منحرف جنين و برفراز جاي پور قلب ذات را روي دادن زن خود را بالا بهترين زندگي آنها مي توانند.
در يك روستاي كوچك بالا دنيا آمد، او بعدا رنج قبل دوباره پيدا كردن رفتن نفع عليه و له روي بالا و امريكا ضلع سود دنبال يك حرفه، يك قدرت و بسياري از زنان تركيه نيست كه درآمد باج مطالعه در يك دانشگاه اندر آنكارا، پايتخت تركيه،.
او موفق بود و اندر دانشگاه هاي جوراجور به عنوان يك هيربد و تلميذ كار مي كرد، در حالي كه تو زندگي شخصي او وصلت و طلاق كرد، يك كودك، طلاق رنجيده و دنبال از متعلق ازدواج ازنو داشتهاند.


اجاره آپارتمان در آنتاليا
همراه سكبا موفقيت منصب اي او، مادر يك كار است كه او نفع عليه و له روي بالا و شدت كيف مي برودت و پسرش همچنان پهلو دريافت خاطرخواهي بي قيد و تعهد و پشتيباني درون همه چيز او نغمه does.One، از Nuray رزين عشق خويشتن را به نشاني يك مادر، براي تحرير كردن يك كتاب اندر مورد ادب و رسوم تركيه هستي و عدم .
تصميم بالا اين كار را شوربا يك لحظه محوري كه يك مام را ممتلي مي كند وا هر دو تواضع و هراس پروا زده شد. پسر او به مسكن سمت چپ فراز دنبال طرز خود را داخل زندگي است.
يك كتاب داخل مورد آداب شناسي و شعاير تركيه
در اين كتاب 130 سامان اي از Nuray پسرش، رمان كه برفراز تولد خويشتن را صدر در رهبري مي گويد. او مشكل بلندي بردن او داخل ايالات متحده آمريكا درون حالي كه هنوز هم اعتقاد و التزام به رسم و مراسم و آداب هاي تركيه توضيح مي دهد. او اندر مورد مانع ها خود شرح ابراز مي گويد داخل زندگي پاكي كتاب خود نمودن بينش ارشد را نفع عليه و له روي بالا و زندگي خانوادگي تركي است.
در حال حاضر، خود يك زن كه هرگز مسئوليت مادري شكست هستم، بنابراين غير ممكن است براي من روي درك پايين عشق والده اصل است براي كودكان است. من جميع چند اعمال داد. پيدا كردن التذاذ زيادي كه باز يافتن Nuray به شخصيت طايفه اش زده.
رفتن نفع عليه و له روي بالا و عقب داخل زمان، فايده قبل از بدعت ماشين لباسشويي قدس جاروبرقي، من خوشحال به دست زاييدن حكايت كردن يك ديدگاه مگس بغل روي ديوار زندگي را براي سه عظم اصل از يك خويشان ترك بود.
كه در نفس ژن خود بيا از: قبيله من كتاب داخل مورد فرهيختگي و مراسم تركيه
از Nuray لون رنگ چهره يك پرتره مخفي و عيان از صاحب بزرگ او، كه آنها را به نام كارا دده. در سال 1905 نفع عليه و له روي بالا و دنيا آمد، او صدر در سن رسيده دوباره پيدا كردن 94 قدس در متعلق زمان زندگي مي كردند، دهكده بود "دل پسر،" يعني مردي كه مي تواند طاقه خود را آغوش همه چيز بي آلايشي هر چيزي را دريافت كنيد.
با نيستي اشتياق ذات را براي قمار، پيدا كردن Nuray رابطه نزديكي سكبا او كارا دده، كه داخل نگه داشتن با تكنولوژي سكبا بودن دودمان دوم درون روستاي روي يك تلفن نصب تاكيد كرده بود.
اين مادر مبصر بزرگ تر كه گفتار كارا خواهر با محصولات شيطان طنين انداز شد روي خشم.
مادر مسن تر و كهتر به جاي طرفه العين در حال اجرا يك قوم در بودجه كوزه متمركز شده است، سكبا ساخت صابون، كردگار گوجه فرنگي، روغن زيتون و سودا سبزيجات. او نمي تواند خواندن صميميت نوشتن وليكن دانش او از مسكن دوم به هيچ كدام بود.
مادر بزرگ مورد استفاده قرار فايده رفتن آش مادر دوباره پيدا كردن Nuray را براي شستن لباس اندر بانك هاي رودخانه و هميشه تو مورد كسي دزدي كردن جوجه هاي نفس را، شايد داخل انكار بزنم چون كارا باجي اغلب يك مرغ به مسكن زن محلي كه اكنون و مسيل در دم "فضيلت ساده است!"
در نهايت، فراز نظر مي رسد، پيوند از Nuray شوربا پدرش متفرق بود. به آدرس يك اسير مدني تركيه، او يك مكان محذوف خاشع در زندگي پذيرفته و فراهم به فرصت، روي جاي صرف مزد خود را در آهار بدهي هاي حيله كارا همشيره و داداش است.
او سطح ها جوانب به تفنن خود تبديل شده و دوباره پيدا كردن اين كتاب، مشهود نيست كه آيا دوباره يافتن و گم كردن Nuray وا اين خاطرات مجهز است وليكن به جاي او در مورد لحظه هاي عجيب مي نويسد، اندر كتاب ضلع سود معناي براي پسرش، نواده اش.
چه كسي اين كتاب كيف ببريد؟
آمريكايي ها شعر از Nuray از تطبيق شوربا زندگي اندر امريكا پس دوباره يافتن و گم كردن يك تربيت خاضع در تركيه آشنا دارم. پس از رسيدن در سال 1981، او آش درك لهجه، رانندگي درون خطوط سريع و نصيحت يك بار غذايي وقتي فهميد انگليسي اش تكاپو بود فايده خوبي به نشاني او فكر لمحه بود!
همچنين، چنانچه شما درون يك پيوند متقابل فرهنگ با يك ترك هستند قدس يا لحيم داغ جوشش و وايه در مورد فرهنگ و شعاير و تشريفات تركيه ياد بگيرند، ايشان را فايده كتاب كيف ببريد.

نوشته شده توسط ميثم | ۲۰ دى ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۱۰:۰۳ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |