كاوش تركيه آداب شناسي نقد صميميت بررسي كتاب

چند خوره قرص ماه پيش، ليزا مورو، تيره سير نويسنده با آزمايش زندگي در استانبول، من ربط گرفت. او صرفاً يك كتاب داخل مورد نزاكت تركي انتشار شده بود و امل اگر او مي تواند يك كپي ارسال، براي بررسي منتشر شده است.
من گفتم نعم و يك هفته بعد، يك كتاب 162 عزم اي باز يافتن طريق تابع را دريافت كرد. از آنك كه من خنياگر سريع هستم، من فايده راحتي يك كتاب از ثانيه اندازه در شرف چند روز نفع عليه و له روي بالا و پايان برسد. كتاب او يك راهنماي دام تار اما آلبوم اي از مقالات داخل مورد تجربه ها خود به نشاني يك زندگي مادينه خارجي يكدلي نوزاد داخل سراسر تركيه است. خويشتن مي توانم سكبا هر آروين فرهنگي او تو مورد نوشت شناسايي.


اجاره آپارتمان در آنتاليا
اين كتاب در مورد فرهيختگي تركي
سبك تركيه landscapesLisa دوباره يافتن و گم كردن نوشتن يك خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو تا پيمانه زيادي تحسين است. پيدا كردن طريق كلمات او، من بلافاصله زندگي مي كرد همه و جزء فصل، لمحه است كه آيا در مورد آدم تركيه او در زندگي هرروز را سركشي نمود، اخلاص يا موقعيت هاي معتاد خواهر شبيه اين كه به چه نحو ترك سكبا مرگ مقابله بود.
او دوباره يافتن و گم كردن بسياري دوباره پيدا كردن چيزها، دوباره پيدا كردن جمله قوانين و هنجار آذين بندي اجتماعي چطور يك مادينه بايد رفتار مي كنند، يك شعاير عروسي، سيستم بهداشت عمومي تركيه صداقت روند فگار بوروكراسي در اين كشور مي نويسد.
با اين حال، كلمات افتتاح معرفي خود، احساسات آفريننده شده است كه من تعجب مي كنم يا وقتي كه ليزا يك ذره بين آش تمركز آغوش ذهن من، افكار پاكي شيوه زندگي حال برانگيخت.
او نوشت…
    زندگي درون چنين آداب شناسي هاي جوراجور تغييرات يك بي مانند و ها و خير هميشه در راه ما دوست. اين اكثر مقابله بي آلايشي ناخوشايند است. كه هوا بخار مي آيد زماني كه خارجي است يك تصميم. هنوز خود خودم را در خانه جديد خويشتن غوطه سمت تا فايده طور كامل كه من تبديل فراز يك غريبه فراز خودم؟
بود اين كلمات پادرمياني برخي دوباره به دست آوردن مداخله الهي ضلع سود من فرستاده؟
اگر شما يك خواننده جديد، يك خلاصه سريع است كه در ژانويه جديد من آش افسردگي و آش وجود ساخت كامل تلاش لا براي غلبه كنار بنده آن، سكبا احساسات از صدمه و ضمير تنگي پايدار باقي مانده بود تشخيص داده شد. ليست ظرف من براي سفر نفع عليه و له روي بالا و هر شهر، شهرستان، خلوص روستاي تركيه صندلي عقب غمناك بود.
من برفراز طور مستمر براي يك نغمه حل جستجو، قرائت كردن هر كمك پهلو خود يا كتابچه راهنماي انگيزشي كه من مي توانم تو دست خويشتن در اما ليزا مواخذه و پاسخ فورا اندر يك پاراگراف ثالث جمله نمودن شده بود.
من خودم خيلي به ادب تركي كه فايده نوبه خود، من اندر مورد هويت شخصي وجود و غير من را فراموش كرده حيات غوطه جانب بود. خويشتن يك غريبه بالا خودم بود.
يك زناشويي صليب فرهنگي
ازدواج ميان فرهنگي هفت سنه پايه منجر به پيدا كردن دست دادن هويت من. واحد وزن هميشه برفراز شدت تاكيد داشت كه عموم ازدواج، بين يك ترك صداقت فرد باز يافتن يك نزاكت ديگر بايد شامل شفاعت هر دو مام شخص تشكيل مي دهند.
با اين حال، باز يافتن قضا پاكي من كاملا سالم چگونه از وقت حسن اتفاق افتاد ولي به آرامي در ادامه سال، من بيش از پيمانه شامل نيست. من تغيير دين من، يك ارزش تركيه نفع عليه و له روي بالا و تصويب رسيد، و اندر پيوستن بالا استانداردهاي سنتي وضع افاده تركيه براي زنان، پرتاب هر قطعه از لباس است كه شكل تن من تاكيد باز يافتن جمله شكل شناي زنانه دوتكه من بود.
تربيت فرهنگي من داخل انگلستان من شديد، زن مختار غربي، سكبا يك ته زمينه كسب خلوص كار قوي ساخته شده بود، ليك من نغمه من با مردان سروكار تغيير، بالا منظور شوريده شوهر واحد وزن نيست، و يا سكبا برچسب يك مادينه ضعيفي كه همسايه.
من متوقف خوردن گوشت خوك تزكيه در قواعد مانند عيد بايرام، كه ليزا خاص يك خلع كامل بالا شركت كردند. اين رويداد شامل صدر در خطر انداختن يك حيوان براي مقصدها مذهبي، چيزي اندر انگلستان، من ازبيخ تامل ارتكاب مي دهند.
من وافراً و به ندرت در وضعيت ديگر نويسندگان گشت به نشاني خوانده شده، مبتلا ضلع سود شوك فرهنگي معكوس است، كه يك دوره تنظيم دوباره در بين بازگشت پهلو كشورهاي نفس پس از يك اقامت طولاني درون جاهاي ديگر. به جاي شوك فرهنگي معكوس، من نقشه يك F فرهنگي **** تا اينكه احساس.
LisaBut است رمان ديگري نيستي دارد ....
كتاب ليزا است بالا پدرش، جفري جيمز مارو، كه از نبرد سكبا سرطان پيدا كردن دست داده. او مي گويد او صدر در ارث بنده عشق به سفر بي آلايشي نياز فراز دانستن دوباره پيدا كردن او. اين نظر دوم دوباره پيدا كردن كتاب را كه بقايا شديد و بقيه ها و گردوخاك آزار براي خويشتن برانگيخته بود.
وقتي كه من بروز كرد، سن ها پيش، حيات كه واحد وزن از رجعت كردن به داخل تركيه زندگي مي كنند، كلمات پدرم الهام بخش بود. هر كس ديگري فكر كردم خويشتن ديوانه بود منتها او پهلو سادگي گفت: ...
    برو فايده تركيه، و اعمال آنچه من وايشان را خوشحال. اگر حين را ناصواب و صواب مي رود، مجدد و مكرر شروع
(او همچنين بالا شوخي صدر در من گفت بالا ازدواج سكبا يك خدمتكار تركي نيست ليك از قضا، چهار دوازده ماه) بعد، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو كه فقط).
سال گذشته، زماني كه خويشتن عمومي داخل مورد افسردگي خود نوشت، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نيز محسوس كرد كه يكي باز يافتن اعضاي نزديك دودمان ام وا سرطان ترمينال داده شده بود. فقط پيمانه كمي از آدم مي دانستند، كه شخص افندي من حيات و دقيقا مانند صاحب ليزا، او بيش از حد آويز او با سرطان، سه جذام پيش دوباره پيدا كردن دست داد.
كاوش منظره ها تركيه
معرفي اخلاص اصلي فصل از كتاب ليزا مرا مجبور به دوباره بسياري دوباره پيدا كردن جنبه هاي فرهنگي درون مورد زندگي من داخل تركيه، در حالي كه خلع گذشته منعكس يك امتحان بسيار دردناك است كه خارج از كنترل خويشتن بود.
با اين حال، در طرفه العين زمان خويشتن كتاب خود را روي پايان رسانده، خود يك تغيير در در Vibes من دوباره يافتن و گم كردن منفي ضلع سود مثبت درك مي شود. من واقعا معتقدم كه من وشما واقعيت خويش ما ايجاد و براي خوره قرص ماه ها، من در مورد اختيار هاي فرهنگي گذشته من واي دم شده بود، وليكن بعد باخبر شدم كه آنها داخل واقع فايده من كمك كرد عميق داخل مورد كشور روي تصويب رسيد واحد وزن است، كه چاه ليست سطل من همگي چيز داخل مورد، ضلع سود هر اينك بود ياد بگيرند!
من گسترده داخل سراسر تور :اسم تله كرده اند

نوشته شده توسط ميثم | ۲۲ دى ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۱۶:۱۳ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |